باغبانان خارستان وهابیت

برخی اقدامات خبیثانه وهابی ها

سعودی ها حتی پا را فراتر گذارده و به کربلا و مشهد امام حسین علیه السلام نیز حمله ور شدند و درست در روز دهم محرم سال 1803 به عزاداران حسینی حمله کردند و علاوه بر تخریب گنبد حضرت، هدایای آن را نیز به غارت بردند. اموال مردم شهر همه غارت شد دو هزار نفر را به قتل رساندند.

 وهابیت، وهابی
در مقاله پیشین زندگی ابن تیمیه و ، زندگی محمد بن عبدالوهاب بعد از چندین قرن پس از ابن تیمیه را بررسی کردیم. به اینجا رسیدیم که محمد بن عبدالوهاب با عقاید انحرافی و تندرویی که داشت، به شدت با مخالفت پدر و برادرش مواجه شد؛ به نظر می رسد که حضور پدرش تا حد زیادی مانع تحقق عملی عقاید انحرافی پسر می شد چون درست پس از فوت پدرش در 1740 میلادی او خود را فارغ از هر مانعی می دید که برای مبارزه با شرک، جلوی خودش متصور بود. 
لذا او به عینیه بازگشت و با عثمان بن معمر حاکم آن منطقه هم پیمان شد و این حاکم نیز وی را تحت حمایت خود گرفت و او را به دامادی خود پذیرفت. در همین زمان بود که برنامه عملی تخریب قبر یکی از اصحاب حضرت رسول الله صل الله علیه وآله را در سر می پروراند و آن را با حمایت و همراهی عملی محمد بن معمر عملی کرد و سپس با سنگسار زنی زانیه، نام وی بر سر زبان ها افتاد. 
با وجودی که کار وی در آن منطقه رونق گرفته بود، اما با فشار یکی دیگر از حکام منطقه، او را بیرون کردند. این حادثه به نفع او تمام شد و با عزیمت وی به درعیه وی با محمد بن سعود هم پیمان شد و با ازدواجی دیگر پیمانش را استحکام بخشید. در واقع می توان گفت این نقطه عطفی در زندگی محمد بن عبدالوهاب بود؛ زیرا از همین نقطه از زندگیش، وهابیت موجودیت و هویتی سیاسی نیز کسب کرد. همان گونه که در حال حاضر نیز در عربستان سعودی مشاهده می شود، این دو بازو در کنار هم توانسته اند در جهت منافع بریتانیا و امریکا به حیات خود ادامه دهند. 

گنبدهای زادگاه رسول الله (صل الله علیه وآله)، خدیجه کبری، امام علی (علیه السلام)، و ابوبکر تخریب شد. بخشی از جنت البقیع را که به مسجد حضرت رسول اکرم پیوسته بود با خاک یکسان کردند. ساختمان های درون بقیع و قبر همسران رسول الله و ائمه اطهار (علیهم السلام) را نیز خراب کردند.  حتی اموال داخل مسجد حضرت رسول (صل الله علیه و آله) را نیز غارت کردند.


بیعت محمد بن سعود با محمد بن عبدالوهاب، در کنار وعده دریافت خراج از مردم درعیه و نیز غنائم، پیمان آن دو را باز هم محکم تر کرد. محمدبن عبدالوهاب تلاش می کرد به نام جهاد با افراد مشرک ( با تعریف افراطی وی از شرک) قتل و غارت و خون ریزی در سراسر عربستان به راه اندازد. نکته جالب این است که چنین مفهوم و تعریفی از توحید و شرک، در تاریخ نویسی این سرزمین نیز رسوخ کرده است تا حدی که در برخی کتاب های تاریخی، « مسلمان» فقط با مفهوم وهابی به کار برده شده است. 
ایوب صبری پاشا، از نخستین نویسندگان جنبش وهابیگری، وهابیان را با خوارج مقایسه می کند و شباهت های بسیاری را میان آنان می بیند. تا نیمه قرن هجدهم وهابیان در کل شبه جزیره عربستان پراکنده شده بودند. به نظر می رسد که نفرت وهابیان از مسلمانان غیر وهابی (مشرکان و کفار از دید وهابیان) تا حدی زیاد بود که بیگانگان نیز پی به آن برده بودند و از آن حداکثر استفاده را به نفع تفرقه افکنی میان مسلمانان می کردند. مثلاً عبدالعزیز آل سعود یک بار به رابط وزارت خارجه بریتانیا گفته بود که از دید هم کیشانش، مسیحیان از مسلمانان غیر وهابی برترند. 
پس روشن است که همدستی و هم داستانی سران عربستان سعودی _ اعم از سران دینی و سران سیاسی _ با بیگانگان و کشورهای غربی و دشمن مسلمانان و از سوی دیگر دندان تیز نشان دادن به کشورهای مسلمان و همسایه را باید ریشه دار و مطابق همین دیدگاه شوم نسبت به مسلمانان دانست. 
جنگ داخلی و تصرف نواحی مختلف شبه جزیره حتی بخش هایی از یمن پانزده سال به طول انجامید. بعضی قبائل نیز خودشان تسلیم می شدند تا اینکه محمد بن سعود درگذشت و پسرش عبدالعزیز جانشین وی شد و راه او را مصرانه پیش گرفت و باز هم جنگ های گسترش طلبانه ادامه یافت. 
محمد بن عبدالوهاب در پی آن بود که بتواند در جمع حاجیان نیز به تبلیغ عقایدش بپردازد؛ لذا سعی کرد با اعزام عده ای به سوی مکه با شریف مکه مسعود بن سعید مذاکره کند و بتواند اجازه گزاردن حج را برای پیروانش دریافت کند. شریف مکه هوشمندی به خرج داد و با برگزاری جلسه مناظره ای میان گروه نمایندگان و عالمان مکه و مدینه آنان را شکست دهد. طبیعی بود که وهابیان شکست بخورند و همین باعث شد قاضی مکه بنا بر حدیث نبوی که هر کس برادر مسلمانش را کافر بخواند و چنین نباشد خود او کافر است، حکم به کافر بودن وی دادند. 
محمد بن عبدالوهاب در همین گیرودار درگذشت؛ اما مرگ وی مانع جنگ افروزی های سعودی ها نشد و آنان عقاید انحرافی وهابیت را بر مردم حرمین تحمیل کردند. سعودی ها حتی پا را فراتر گذارده و به کربلا و مشهد امام حسین علیه السلام نیز حمله ور شدند و درست در روز دهم محرم سال 1803 به عزاداران حسینی حمله کردند و علاوه بر تخریب گنبد حضرت، هدایای آن را نیز به غارت بردند. اموال مردم شهر همه غارت شد دو هزار نفر را به قتل رساندند. 

از نظر تعالیم دینی، با توجه به مقاومت مردم در برابر این آموزه های انحرافی و افراطی، وهابیان، مردم را به خواندن پنج وعده نماز به جماعت، آموزش اجباری تعالیم وهابیت برای علما و برای مردم مجبور کردند. برخی از کتاب های اسلامی را کاملاً از بین بردند. استفاده از تسبیح ممنوع شد و نقل تعدادی از احادیث پیش از خطبه روز جمعه نیز ممنوع اعلام شد.

آنان هر کتابی به غیر از قرآن و حدیث را می سوزاندند و کتاب های خطی قرآن را با خود می بردند. دو ماه پس از آن، عبدالعزیز وارد مکه شد و علمای شهر را مجبور به بیعت کرد، اما این تصرف دو ماه بیشتر عمر نداشت و شهر باز پس گرفته شد. 
عبدالعزیز را به روایتی فردی به نام عثمان به قتل رسانده بود که برخی وی را شیعی و از اهالی کربلا یا شیعه ای افغانی یا کرد می دانند. پس از عبدالعزیز، پسرش جانشین وی شد و باز هم لشکرکشی ها ادامه یافت؛ و در این مدت مدینه و مکه به دست آنان افتاد. گنبدهای زادگاه رسول الله (صل الله علیه وآله)، خدیجه کبری، امام علی (علیه السلام)، و ابوبکر تخریب شد. بخشی از جنت البقیع را که به مسجد حضرت رسول اکرم (صل الله علیه و آله) پیوسته بود با خاک یکسان کردند. ساختمان های درون بقیع و قبر همسران رسول الله و ائمه اطهار (علیهم السلام) را نیز خراب کردند.  حتی اموال داخل مسجد حضرت رسول (صل الله علیه و آله) را نیز غارت کردند. 
از نظر تعالیم دینی، با توجه به مقاومت مردم در برابر این آموزه های انحرافی و افراطی، وهابیان، مردم را به خواندن پنج وعده نماز به جماعت، آموزش اجباری تعالیم وهابیت برای علما و برای مردم مجبور کردند. برخی از کتاب های اسلامی را کاملاً از بین بردند. استفاده از تسبیح ممنوع شد و نقل تعدادی از احادیث پیش از خطبه روز جمعه نیز ممنوع اعلام شد. 
برخی از وهابیان به این نکته اشاره می کنند که چنین حرکت های خونینی، در واقع نوعی ملی گرایی اعراب بوده است و آنان می خواستند خود را از زیر تسلط عثمانی بیرون بکشند ولی این استدلال نخ نما شده است و حرکت های خون بار و طولانی وهابیان در سرزمین عربستان و سرزمین های دیگر، هیچ ارتباطی به ملی گرایی ندارد و کمک شایانی به تجاوز اروپایی ها به سرزمین های عربی کرده است. تاریخ نیز گواه این ادعاست و ارتباط تنگاتنگ آل سعود با بریتانیا و سپس آمریکا از همان زمان شکل گرفته بود و هنوز هم ادامه دارد و تقریبا در طی یک سال اخیر به صورت علنی هم پیمانی آنان با صهیونیست ها آشکار رسانه ای شده است.

برگرفته از منابع:
آشنایی با پیشینه مبانی و دیدگاه های جریان وهابیت
وهابیگری
وهابیت در نگاهی دیگر
شاخ شیطان

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.