۱۱۹

۱۱۹


به کی بگویم جز تو
که این مرد،بی کس است
به کی بگویم همه کسم
عشقت
خواستنی ترین جنبش است
در سلولهای دوست داشتنم.
و بوی توست
حتی یادِ طعمِ دهانم.

می آیم
از هیاهوی بهم ریختگی؛
اینجا پر از گیاه است
همه دارند با چشمهایشان
مزه مزه اش می کنند
اما من در پی گُلی هستم
که در هیچ نمایشگاهی
در هیچ گلستانی
یافت نمی شود،
گُل شب بویی که روزهایم را
معطر کرده به زندگی
و عشق
و عشق
که نهایت جسارت است
میان اینهمه بهم دوختگی های ساختگی.

می آید
می رود
نگاه می کند
لبخند می فرستد
و زمین و زمانم بهم می لرزند
از اینهمه گلبرگهای عاشقی که
برایم می ریزد.
راستی جهان
کدام گُل را سراغ دارد
که باغبانش را...

به کی بگویم جز تو
همه کسم
که طعم دهانم یادواره ی توست
در تیک تاک بامدادی که
دوباره ام هستی
باز
دوباره ام هستی
باز
...

راستی جهان
کدام باغبان را می شناسد
که گُل اش را...


دوست داشتنت
جنبشسیت در عشق که
به راه انداخته ام
به راه انداخته ای
در بامدادی که
تیک تاک دوباره ام هستی
باز هستی و باز
ابدیت من
خواهی بود.


#جوادرمضان
چهارده اردی بهشت ۹۷


برای بامدادِ دوباره ام.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.