۱۲۸

۱۲۸


منهدمم کن
ذوبم کن
مدرنترین دوست داشتن جهانی
در دلتنگی های کلاسیک این مرد
که پست مدرن
تو را در خودش کولاک می کند،
مرگ را آواره ی زندگی کن
بامداد ِ دوباره ام.

بگو کلامی که
خوابش را ندیده دوست می دارم؛
بیدار که نباشی
من خوابی ام
در بیداری ات...


در گوشه ام کِز کرده بود و تو

در کنج خودم مرده بود و تو

دوست داشتن را نداشتم و تو
به حیات زندگی تو آمدم و تو
تو،تو،تو...

رهایم نکن
حتی در خواب
فکر اینکه بی من کجایی
کِز می کندتم
کُنج می کندتم
زار می کندتم


رهایم نکن
وحشی؛عاشق است و
پر از دوست داشتنت

بگو کلامی را که
خوابش را ندیده،دوست می دارم
بگو.

۲۵ ساعت تمام
دلتنگی می کنم تو را،
شعرهایم همه کارگرند و
تو؛بانوی سروده شدن شان هستی
در اُوردوزِ مرد وحشی ات.


#جوادرمضان
بیست و سوم اردی بهشت ۹۷


برای بامداد ِ دوباره ام.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.