۱۳۸

۱۳۸


از مرد بودنم خجالت می کشم
مرد که اینهمه
حرام به نمکش نمی زند
خجالت می کشم
اینهمه آلت آویزان را در کشورم
جای مرد میبینم.

زنی را می شناسم
از ابتدا عاشق بود
صورت هیچ جنس نرّه خری را
نگاه هم نکرد
زنی را می شناسم
دختری بود با کفشهای عاشقی
با رژ دوست داشتن
که عاشق بود
و عشق را روی نیمکتش
حکاکی کرده بود.
از مرد بودنم خجالت می کشم
این زن
برای عاشقش معشوقه ماند
عشق ورزی کرد
عشق بازی کرد
محروم ماند
و حتی محکوم اما
آلت دست آلت داران نشد
و کالای نحس دروغگویان عاشقی.

از مرد بودنم خجالت می کشم
که رنگ کفش
قدّ مانتو
جنس شال
نوع آرایش
مدل مو
و حتی ریتم راه رفتن را
نشانه ای برای تجاوز به
متلک ها و دست انداختن ها میدانیم
و خودمان را با تفسیرِ
او برای ما خودش را مهیا کرده
بزرگ می نماییم.

خجالت می کشم
که مرد
وقتی بارداری زنش حتی
جنسش را با هوس معامله می کند.
زنی را می شناسم
زنی را
زنی را

تو را می گویم بانو
تو تمام کره ی زمین را ببین
ببخش
این آلت های خائن
تو را نمیشناسند
تو را بانو
تویی که به زن بودنت افتخار می کنی
تویی که
حسرت نگاه کردن به اینها را
از ابتدا در دلشان گذاشته ای
و از سوختن جای بدبوی شان
و لجن وجودشان
تو را بدگونه فکر کرده اند.

از مرد بودنم خجالت می کشم
نمی دانم مردهای مرداد
مرده شورند
یا رئیس هیئت ها
یا معتاد به چاه سخن گو
اما من مرد مردادیی ای هستم
که عاشقت شدم
با دوست داشتن
با تمام دردهای مشترک مان
و تمام تصوراتم از یک زن
انتخابت کردم.
تو تنها کاندید قلب من بودی
که با اکثریت قاطع سلولهایم
فرمانروای وجودم گشتی
ماندی
هستی
و خواهی ماند ابدیتم.

ببخش بانوی بامدادم
از مرد بودنم
کنار این آلت ها خجالت می کشم
اما از اینکه
مرد بدنیا آمدم
ماندم
تا تمام مردانگی ام را تو
صیقل بدهی و معنا
حس عمیق خوشبختی دارم
که مرد ماندم
تا عاشقت شوم
به همین سادگی
استوار و مطیع و محتاج
دیوانه ات مانده ام


#جوادرمضان
سه خرداد ۹۷


برای بامدادِ دوباره ام.

#خرداد#مبارکیست#ابدی#خردادیِ#من

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.