۱۸۶

۱۸۶


آب حیات،زندگی نمی آوَرد.هیچ بُردی هم معجزه.نه در آسمان،هوایی هست؛نه در آب،اشتیاقی؛نه در قدرت نظامیئی،نظامی.
می دانی خردادی ام؛که با عشق تو،امید تو،دوست داشتن تو زندگی می کنم و تو،تو،تو...چیزی فراتر از تمام عشق و آزادیئی.
من حتی وسط هیاهوی فوتبال،وسط بزن بزن باتوم ها در پایتخت،وسطِ...
نه،از اولش؛از همان لحظه که حتی شروع نشده دلتنگت میشوم و دلم دلشوره ی تو را می زند.
می دانی بامداد دوباره ام؛
حتی وسط و اول و آخر خوابهایت هم دل شوره ات را دارم،شبیه برفی زرد که در تابستان،بهار را ها می کند و خرداد را گُلبوسه میزند.
تو بهشتی بودی که مبعوث شدی در آغوش جهنمی ترین مرد که هربار برایت یخ بزند از احتیاج.


#جوادرمضان
پنج تیر ۹۷

برای بامدادِ دوباره ام.


#تو_بهشتی-هستی-وسط-اینهمه-جهنم

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.