۳۹

۳۹
خوابِ تو رگی ست
در شب های من.
شاهرگ این خواب
چشم های توست.

شب
همان "ت ِ" ایست
که میچسبانی اش
تا بخیر شود،
شب من است
در شب بخیرِ تو.


دست هایت
مخمل ِ شب ست
که در لابه لای شان
زنده مانده ام
و دلم؛ریسمانی از نور
که به آسمانت بافته ای.

بی تو
تاریکی ِ محض است
اینهمه زنده ماندن.
تو منظره ی دونفره ای هستی
که با عشق
خودم را در کنارت
به تماشا نشسته ام،
تو که باشی
به"بعد از تو"فکر نمی کنم
"بعد از تو"یعنی:

باز هم تو باشی.

باز هم تو

باز باشی.


#جوادرمضان
بیست و چهار بهمن ۹۶

برای بامدادِ دوباره ام.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.