۴۵

۴۵

لندن همیشه بارانیست
حتی وقتی در آسمانش
ابرها قدم می زنند
یا برای نوشیدن دو فنجان رعد
به منچستر می آیند.

لندن همیشه بلند،بازی می کند
حتی وقتی"پِپ"
به استخدامش درآمده و
روزنامه هایش را نمی خوانَد.

لندن؛
شهرِ دلارهای ریخته بر زمین است
حتی وقتی پارلمانش
از سیاست سوراخ می شود
و یا با کارتن خواب ها دست می دهند!


او می گفت
دوست ِ خِنزر پِنزری ام،
که حالش را به دو کَران آنورتر
خوش کرده بود.
چشمهایم را بستم
تو را مثل هر لحظه ام به یاد آوردم
و گفتم:
لندن ِ من اوست
که ضربان قلبم را
با تعداد پلک زدنهایش
تنظیم می کند.
که میتُوپَم بهش
با دل ِ پُر ِ دوست داشتن
چرا که در نبودش
جهانم سیم خارداری میشود در جانم
که لبانم به بوسیدنش
سنجاق می شوند
و بدونِ زندگی در او
من به وسعت ِ
گریه های نوزادانی
که در سراسر زمین متولد می شوند
فراگیرترین دلگیر ِ دلتنگ می مانم.
با او
که لندن ِ کلان ِ من است
حتی در قفس
آزادی را نمی فهمم
نمی خواهم،
که قلبم را باز می کند
دلم را نیز،
که او ارث پدرم است!!
که ذوق می کنند بوسه هایم
از بوسیدنش،
که تنها نفوذیئیست
به آسمانخراش عشقم.


نگاهم کرد و گفت:
مگر اخبار را نمی خوانی؟
لندن یک شهر مهم و اروپاییست!
گفتم تو بگو رُم
نیویورک،مسکو
تو بگو هر کجای جهان

دور ِ هیچ آزادیی نمی گردم
اگر آنجا نباشد
جهان منست او
هر کجای جهان که باشد.
کافیست یکبار فقط
جای من
زل بزند به خودش
میفهمد دین جدیدیست در عشق
که ایمان را
متحول کرده است.


#جوادرمضان
سی بهمن ۹۶

برای بامدادِ دوباره ام.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.